الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
191
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
حمزه و جعفر طيّار و زيد بن حارثه و سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار و ميثم تمّار و حُجر بن عُدَى ، و شهداى ميدان جهاد كربلا و موحّدان نامى ديگر ، و بانوانى مانند فاطمهء زهرا و زينب صدّيقهء صغرى و خديجه امّالمؤمنين را به دنيا تحويل داد ؛ كلمهاى كه شفاى امراض و درمان بيماريهاى روحى و جسمى و سياسى و اقتصادى و اجتماعى است ؛ كلمهاى كه هميشه پناهگاه افراد و جوامع مظلوم و استضعافشده ، و ملهم انقلاب عليه اهل باطل و استبداد و طغيان است ؛ كلمهاى كه وسيلهاى خطرناكتر و مخرّبتر از آن براى ويران ساختن كاخهاى ظلم و بيداد و استكبار و استعمار نيست . هيچ كلمهء ديگرى جامع اين همه ارزش و اين همه فايده و رستگارى نيست و هيچ انقلابى چون انقلابى كه اين كلمه در عالم به وجود آورده بامايه و جاودان و مستمر و عظيم و به نفع انسانها نبوده و نخواهد بود ؛ انقلابى كه هيچوقت متوقّف و آرام نخواهد شد و همواره نو و در تجدّد و گسترش و توسعه است . ملّت و جامعهء مسلمان به هر عزّت و پيشرفت و ترقّى ، و هر افتخار و توفيق و سربلندى و آزادى و عدالت اجتماعى و رستگارى كه رسيد از بركت اين كلمه و درك مفاهيم عالى آن بود ، و به هر ذلّت و شكست و نفاق و اختلاف و پراكندگى و تقسيم و تجزيه به اسمهاى ناميمون و نامبارك جغرافيايى و منطقهاى و وطنهاى جعلى و رژيمهاى غيراسلامى و خسارت و زيان كه گرفتار شده است بر اثر فاصله گرفتن از اين كلمه و اكتفا كردن به لفظ آن و جهل نسبت به حقايق و مقاصد توحيدىِ آن است . اين كلمه ، تضمينكنندهء حقوق انسانها و اعلاميّهء واقعى حقوق بشر و آزادى و برابرى و برادرى و الغاى امتيازات و تبعيضات و فرمان حكومت